نگاه آينده محور به موضوع روابط عمومي

شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران (شارا)-|| نگاه آينده محور به موضوع روابط عمومي در ابتدا با توجه به تغييرات آني و روزمره اي كه درحوزه فنا وري هاي اطلاعات رخ مي دهد قابل بررسي است. در واقع شايد يك نوع كوچ و مهاجرت از ارتباطات سنتي به سمت روابط عمومي در فضاي مجازي گسترش يافته هستيم و مزيت آن اين است كه هر روز اين نوع ارتباطات تسهيل و تسريع شود و سرعت مي گيرد و كنش گران دسترسي بيشتري به آن دارند و دراين فضا تنها خبرگزاري ها نيستند كه تنها توليد كننده محتوا هستند بلكه كاربران هم در اين فضا امكان توليد محتوا مي يابند. اين نگرش از يكسو كه كار روابط عمومي ها را آسان تر كرده و سرعت انتشار اطلاعات و دسترسي كاربران گسترش مي يابد و از سوي ديگر مطالبه گري اجتماعي و توليد محتوا موضوع ديگري است كه هر يك از كاربران مي توانند در توليد محتوا نقش داشته باشند، در صورتي كه روابط عمومي ها نتوانند انتظارات را با شتاب به كاربران پاسخ دهند كه در نتيجه نوعي نارضايتي مشاهده مي شود و دليل آن به اين خاطر است كه هنوز مخاطبان عادت دارند به اينكه گيرنده تابع فرستنده باشد و روابط تعاملي نيست. اما اگر اين جريان دو سويه ايجاد بشود رابطه شفاف و تعاملي وجود دارد و هرلحظه جاي اين دو عامل با يكديگر عوض مي شود. يعني كاربران و روابط عمومي هاي سازمان در حال تغيير موقعيت در جاي همديگر قرار مي گيرند. اين موضوع نياز به اين دارد كه با نگاه آينده محور روابط عمومي ها از نظر زير ساخت تكنولوژي حرفه اي و نيروي انساني جهت توليد محتوا در فضاي وب و رصد گري تجهيز شوند. در واقع در اين فضا فرستنده صرف وجود ندارد و رابطه تعاملي وجود دارد. تحقيقات نشان داده كه در دو دهه اخير تكنولوژي هاي َفناوري هاي نوين خود را به سازمان ها تحميل مي كند و ممكن است سازمانها تا حدودي مقاومت كنند. آنچه باعث شده سازمان ها تا حدودي مقاومت كنند به فرهنگ هاي سازماني برمي گردد، در اين فرهنگ سازماني طبيعتاً مطالبه گري كنش گران و بهره مندان كاربران محل تلاقي ندارند. مثلا خدماتي مانند برق و آب و گاز و يا خودروسازي اگر استانداردلازم را رعايت نكنند به واسطه اين نگرش است كه در فضاي سازمان هاي اجتماعي فضاي مطالبه گري وجود ندارد و فرستندگان پيام يك سلطه سازماني براي خود قائل هستند و مخاطبين را ناديده مي گيرند. اما آنچه به آينده نگري در فعاليت هاي روابط عمومي يك سازمان مربوط مي شود اينكه آنچه كه مشتريان سازماني را به مشتريان وفاداردر يك سازمان تبديل مي كند، عواملي است كه نشان دهنده اين است كه مخاطب حق انتخاب دارد و خود را در شرايط برابر بدون فشار و اجبار و در شرايط برابر كالا و محصولات مي داند. مثلاً وقتي مشاهده مي شود كارخانه ايران خودرو احداث شده همزمان كارخانه دوو در كره جنوبي تاسيس مي شود كه الان با مشاهده مسير تكامل و توسعه هر دو ملاحظ مي شود كه اصلاً قابل مقايسه نيستند. در واقع در اين شرايط سازمان ها بايد تمرين كنند در برنامه هاي آينده خود در فضاي رقابتي قرار گيرند و فضاي رقابتي رشد پيدا كند روابط عمومي هاي سازمانهاي ياد گيرنده اين پالس ها را به مديريت سازمان منتقل كنند كه با توجه به مقتضياتي كه در بازار اقتصاد جهاني وجود دارد در جهت جلب مشتري و ارتقاء كيفيت و دستيابي مشتريان وفادار و ارائه خدمات پس از فروش يا خدمات پس از استفاده در سازمان ايجاد شود كه در قدم اول بايد مشتريان وفادار خود را حفظ كرده و به تدريج دنبال جلب مشتريان جديدتر باشند.