گزارشگری از خطر

کریستین راسل[۱] خبرنگار آزاد (فری‌لنسی) است که بیش از سه دهه سابقه گزارشگری در زمینه علوم و پزشکی را دارد. او قبلا گزارشگر ملی واشنگتن پست و واشنگتن استار بود و در برنامه تلویزیونی مرور هفته واشنگتن نیز حضور می یافت. او نایب رییس شورای توسعه نویسندگی علمی و رییس سابق انجمن ملی نویسندگان علمی بوده است و چندین جایزه روزنامه‌نگاری از آن خود کرده و عضویت افتخاری انجمن سیگما خی را که انجمن تحقیقاتی علمی است دارد. او کارشناسی خود را در رشته زیست‌شناسی ازکالج میلز دریافت کرده است. در سال ۱۹۸۷ به مطالعه خطرات زیست‌محیطی در زمانی که در برنامه آلیسیا پترسون شرکت کرده بود پرداخت و از آن زمان تا کنون دغدغه خطرات و گزارشگری از آن را دارد.

در سه دهه گذشته رسانههابه طور مدام مردم را با خبرهای پایان ناپذیری از تهدیدات و خطرها بمباران کرده اند. مواردی آشنا و غریبه و چیزهایی نظیر: درمان‌های جایگزینی هورمونی، سیاه زخم، جنون گاوی، سارس، ویروس نیل شرقی، گاز رادون، اوتیسم ناشی از واکسیناسیون، چاقی کودکان، خطاهای پزشکی، خطرات دود سیگار برای غیر سیگاری‌ها، آزبست‌ها و حتی خطر ایدز در بین فعالان صنعت فیلم سازی.

این نوای طبل تهدیدات و خطراتی که اعلام می‌شود، به خودی خود گیج‌کننده هست و معمولاً با انتشار نتایج بررسی‌ها و تحقیقات جدیدتر که با یافته‌های قبلی تناقض دارند بیشتر هم گیج‌کننده می‌شوند.

گاهی اوقات اوضاع به قدری آشفته می‌شود که شخصی که در یک رستوران می‌خواهد غذایی سفارش دهد فکر می‌کند جانش را به دست گرفته و باید دست به انتخاب سرنوشت‌سازی بزند. آیا ممکن است گوشت غذا آلوده به جنون گاوی باشد؟ ممکن است در پرورش مرغ غذا، از هورمون استفاده شده باشد و یا اینکه ماهی آلوده به جیوه باشد؟ در یکی از کاریکاتورهای محبوب من که در واشنگتن پست منتشر شده بود شخصی که در انتخاب غذایش مردد بود به پیشخدمت می‌گوید: من فکر می‌کنم که بشقاب سبزیجات را انتخاب می‌کنم و او پاسخ می‌دهد سبزیجات با هپاتیت و یا با آفت‌کش‌ها؟ او که از شام صف نظر کرده بود فقط یک لیوان آب می‌خواهد و پیشخدمت باز پاسخ می‌دهد آب حاصل از روان‌آب‌های کشاورزی و یا آب مانده در محفظه آب؟

شاید وقت آن فرا رسیده باشد که رسانه‌ها به جای اینکه خود را بخشی از مساله ببیند به بخشی از راه حل تبدیل شوند.

به شکل ایده‌آل روزنامه‌نگار‌های علمی می‌توانند راهی به سوی ارتقا گزارش از خطرات و تهدیدات پیدا کنند که به فراسوی تهدید‌های موردی رفته و از این شکل اعتیادآور و رایج خارج شده و به رویکردی استوارتر و متعادل‌تر دست پیدا کنند که خطرهای روزانه را در چشم‌اندازی وسیع‌تر قرار دهد.

چالش اصلی خلق کردن داستان‌هایی به سبک نقاشی‌های سیاه قلم مرکبی است. در این طرح‌ها بخش عمده صفحه را فضاهای خاکستری پر می‌کنند و نه نواحی سفید و سیاه.

اغلب اوقات همانطور که همکار من در واشنگتن پست، ویکتور کوهن[۲] می‌گفت؛ روزنامه‌نگارها (و ادیتورهای آنها) به نوعی ساختار دوقطبی جذب می‌شوند و در دام افراط و تفریط می‌افتدند:

«در یک سوی طیف جایی که امیدی در آن وجود ندارد و در سوی دیگر داستان‌هایی که خبر از امید و کشفی تازه می‌دهد.» اما متاسفانه در دنیای واقعی بسیاری از امیدهای تازه امروز، نا امیدی‌های فردا را تشکیل می‌دهند (و این دلیل بسیار خوبی است که کمتر از واژه‌هایی مانند کشف تاریخ‌ساز و یا درمان قطعی در اولین مواجه با یک داستان استفاده کنید.)

بحث‌های مربوط به روش‌های درمان با جایگزینی هورمون‌ها یا HRT نمونه خوبی از این پوشش‌های خبری است که روند یویومانندی را سپری کرد.

در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی رسانه‌هابه تبلیغ بیش از حد