مدیریت زنان در روابط عمومی

زنان در روابط عمومی زنان در روابط عمومی

چکیده:

زنان از قدیم در سرنوشت کشورها و تمدن عصر خود سهم قابل توجهی داشته اند. زنان پابه پای مردان و در صدر صحنه ها عهده دار مسئولیت بوده اند. اما امروزه گسترش حضور زنان در رده های مدیریتی، بشتر شده است. رسیدن به تعادل، برابری و رفع تبعیضات و در نتیجه توسعه بهتر و کاملتر جامعه، نیاز به آن است که زنان بتوانند در فرآیند تصمیم‌گیری در سطوح مختلف جامعه شرکت نمایند. عوامل قابل کنترلی برای رهبری و مدیریت شناخته شده است که ربط چندانی با جنسیت رهبران و مدیران موفق، ندارد. اما در بین سبک رهبری زنان و مردان تفاوت هایی وجود دارد وبخشی از آن مربوط نتیجۀ تجارب دوران اولیۀ زندگی و دوران حضور در اجتماع و تجربه سال های رشد اجتماعی است، که مردانگی و زنانگی، تکامل می یابد و می تواند به علت وجود جامعه مرد سالارانه (بدور از هیچ تعصبی) در رشد بنیه های مدیریتی زنان تاثیر گذار باشد

روابط عمومی قلب تپنده یک سازمان و تابلوی تمام نمای سازمان است، در حوزه روابط عمومی ارتباطات و تحرکات و تنوع کاری بیشتر از مشاغل دیگر است اما براساس آمار زنان گرایش زیادی به این شغل دارند. روابط عمومی از مشاغلی است که حس مسئولیت و پاسخگویی لازم را می طلبد زنان با توجه به خصوصیات ذاتی در این عرصه با توجه به موانع پیشرو مدیران موفقی باشند. نقش و جایگاه مدیریت در روابط عمومی به مثابه اعمال مدیریت در مدیریت است. بدین معنا که از یک طرف موضوع برنامه‌‌ریزی مدیریت در روابط عمومی مدنظر قرار می‌گیرد و از طرف دیگر خود در روابط عمومی و فعالیت‌های آن به عنوان یک وظیفه مدیریتی مطرح است. اصولا و ذاتا روابط عمومی یک مدیریت استراتژیک است و یا در مدیریت استراتژیک سازمان نقش اساسی  دارد.

روابط عمومی

روابط عمومی نهادی است که به جوامع نوین تعلق دارد و در روند پیدایش و رشد سازمان‌های نوین برای تسهیل ارتباط میان سازمانها با محیط درونی و بیرونی، مخاطبان، گروه‌های تأثیرگذار و تأثیرپذیر از سازمان‌، افکار عمومی، رسانه‌ها و سازمان های دیگر ایجاد شده است.

رکس هارلو، مدرس پیشگام روابط عمومی و بنیان گزار انجمن روابط عمومی آمریکا، ۵۰۰ تعریف ارائه شده را جمع و پس از بررسی آنها و مشورت با دیگران تعریف زیر را پیشنهاد نمود: « روابط عمومی یک وظیفه و یک کار مدیریتی مشخص است که به ایجاد و حفظ و خطوط دو جانبه ارتباطی، درک دو جانبه و همکاری متقابل بین یک سازمان و عموم مردم کمک می کند، یک وظیفه مدیریتی است که مستلزم و دربرگیرنده مدیریت مشکلات یا مسایل است، به مدیریت کمک می کند پیوسته از نظرات عموم آگاه و نسبت به آنها به اعتنا و پاسخگو باشد مسئولیت مدیر را برای خدمت در راستای منافع عموم تعریف و تأکید می کند، به مدیریت کمک می کند تا با شجاعت تغییر را بپذیرد و به نحوی مؤثر آن را به خدمت بگیرد، به عنوان یک سیستم هشدار اولیه کار می کند تا به پیش بینی روندهای محیطی کمک کند، واز تحقیق و تکنیک های ارتباطی اخلاقی معقول ومناسب به عنوان ابزار اصلی اش استفاده می کند»

جمیزئی گرانیک و تاد هانت در کتاب مدیریت روابط عمومی در تعریف روابط عمومی آورده اند: «مدیریت ارتباط بین یک سازمان و عموم مردمی که با آن سازمان به نحوی سرو کار دارد.

نقش زنان در روابط عمومی

در طول چند سال اخیر زنان وارد فعالیت های روابط عمومی شده اند اما با این وجود تبعیضات مالی در پرداخت حقوق ها و ایجاد پیشرفت های کاری هم چنان یکی از معضلات اصلی فعالیت بانوان در این حوزه می باشد .

در حوزه روابط عمومی ارتباطات و تحرکات و تنوع کاری بیشتر از مشاغل دیگر است و این افراد تابلو های تمام نمای سازمان هستند و وجود ارتباطات قوی آنها را متمایز می کند. با وجود اینکه توانایی زنان در حوزه اطلاعات و ارتباطات قوی تر است ولی مدیران را در بیشتر موارد مردان تشکیل می دهند. صرف وقت و دامنه ساعت کاری بیشتر از سایر مشاغل، در مدیران روابط عمومی، معمولا زنان را دچار محدودیت هایی می کند که این موضوع مورد استفاده مدیران مرد قرار گرفته و اجازه رشد بالاتر از کارشناس را به زنان شاغل در روابط عمومی که فرزند و همسر دارند به مراتب مشکل تر می نماید.

بررسی که در سال 1989 توسط دانا دروز از دانشگاه منلو و دنیس ال ویلکاکس از ایالت سن خوزه انجام شده است به نتایجی مشابه طلاعات فوق دست یافته است. هر سه تحقیقی که در باره روابط عمومی انجام شده است نشان می دهد که زنان برای زندگی کاری و حرفه ای، خیلی خوب تجهیز شده اند آنها از اعتماد به نفس،شجاعت و قدرت ریسک ناپذیری بالایی برخوردارند و ضمن اینکه حس مسئولیت و پاسخگویی لازم برای موفق شدن را دارند اما کمتر به دنبال ارتقا و توسعه مسیر شغلی خود هستند و به دنبال تشکیل خانواده، کم کردن ساعات کار خود و حتی قطع مسیر شغلی خود برای انجام وظایف خانگی اند ظاهرآ رشته روابط عمومی برای بسیاری از زنان جذاب است زیرا این حرفه خلاقیت و کسب و کار را در هم می آمیزد.

مدیریت زنان در روابط عمومی

زنان از قدیم در سرنوشت کشورها و تمدن عصر خود سهم قابل توجهی داشته اند. زنان پابه پای مردان و در صدر صحنه ها عهده دار مسئولیت بوده اند. زنان در ارشاد مردم جوامع مختلف و تغییر رفتارها بسیار موثر بوده اند. اما امروزه گسترش حضور زنان در رده های مدیریتی، بیش از قبل است. این حضور در کشور ایران و بخصوص در حوزه روابط عمومی به علت وجود محیط کار مرد سالارانه و نگرش غلط به مدیریت زنان رقم کمتری را نسبت به کشور های در حال توسعه دنیا شامل می شود

 مدیریت و زنان

هیچ شغلی ذاتاً زنانه یا مردانه در شغل های مختلف وجود ندارد و آنچه به چشم می خورد فقط "کلیشه های جنسیتی" است که به شغل های گوناکون نسبت داده شده و آن نیز از کشوری به کشور دیگر متفاوت است. در آمریکا، شغل های پرستاری و مددکاری اجتماعی شغل های زنانه است و در روسیه، پزشکی، در کشور ایران براساس اطلاعات موجود و همچنین تفکر غالب در جامعه، شغل معلمی، زنانه است. برخی از شغل ها حتی با حضور فعال زنان، هنوز هم مردانه تلقی می شوند مانند کشاورزی، همین واقعیت در مورد گروه های فعالیت وجود دارد و در همه کشورها لزوماً مدیریت،یک کار مردانه نیست.

رسیدن به تعادل، برابری و رفع تبعیضات و در نتیجه توسعه بهتر و کامل تر جامعه، نیاز به آن است که زنان بتوانند در فرآیند تصمیم‌گیری در سطوح مختلف جامعه شرکت نمایند. خوشبختانه در بسیاری از کشورها این تلاش‌ها، موفقیت‌های چشمگیری را در پی داشته است. از آن جمله می‌توان به کشورهایی همچون نروژ، دانمارک و فنلاند اشاره نمود که بیش از ۴۰ درصد مناصب تصمیم‌گیری در اختیار زنان است. متأسفانه در بسیاری از کشورهای جهان سوم این مسأله چندان شایان توجه نیست و تنها تعداد محدودی از زنان در پست‌های مدیریتی و مهم تصمیم‌گیری کشور قرار دارند. در ایران علیرغم آن که قانون اساسی کشور راه را برای تصدی اکثر مناصب تصمیم‌گیری برای زنان باز گذاشته با این وجود تنها ۸/۲ درصد مشاغل مدیریتی در کشور به زنان اختصاص یافته است.

عوامل قابل کنترلی برای رهبری و مدیریت شناخته شده است که ربط چندانی با جنسیت رهبران و مدیران موفق، ندارد. اما دربین سبک رهبری زنان و مردان تفاوت های وجود دارد وبخشی از آن مربوط نتیجۀ تجارب دوران اولیۀ زندگی و دوران حضور در اجتماع و تجربه سال های رشد اجتماعی است، که مردانگی و زنانگی، تکامل می یابد و می تواند به علت وجود جامعه مرد سالارانه (بدور از هیچ تعصبی) در رشد بنیه های مدیریتی زنان تاثیر گذارباشد.

مفهوم مدیریت زنان، در رشته‌های مدیریت، مطالعات مربوط به زنان و پژوهش‌های مربوط به نقش جنسیت مورد مطالعه قرار گرفته اما این‌گونه بررسی‌ها در عرصه روابط‌عمومی کمتر صورت گرفته است. به هر حال، مدیریت زنان در روابط‌عمومی به خاطر ارتباط آن با دیدگاه‌های «احاله امور به زنان» Feminiation به معنای فزونی شمار زنانی که وارد این رشته می‌شوند و مباحث مربوط به این افزایش شایسته توجهات پژوهشی است.
استتهام (1987) در بحث از افزایش تعداد زنان در بسیاری از رشته‌ها و این که بر اثر به کار گرفتن زنان در روابط عمومی چه اتفاقی ممکن است، رخ دهد، چنین می‌گوید:

اگر زنان رویکردهای ویژه‌ای برای نیروی کار به همراه بیاورند، افزایش حضور آنان در روابط‌عمومی، آنچنان که امروزه شاهد هستیم، موجب تغییرات عمده دنیای کار خواهد شد. هنگامی که زنان به دنبال دستیابی به موقعیت‌های قدرت برآیند این فشار، حتی می‌تواند عظیم‌تر نیز باشد.

اگرچه بسیاری از پژوهشگران، مدیریت را مورد بررسی قرار داده‌اند، اما تعداد کمی از آن‌ها به تفاوت‌های جنسیتی مردان و زنان در مدیریت روابط‌عمومی پرداخته‌اند.

برخی از پژوهش ها به انواع مدیریت مبتنی بر جنسیت دست یافته‌اند. تعداد کمی از محققان نوع مدیریت زنان را:

الف) معنادار؛ از طریق تمرکز بر روابط‌، همکاری و احترام؛

ب) آشنایی؛ از طریق به حداقل رساندن نامه‌ها با دیگران،

 تعیین کرده‌اند

شواهدی مبتنی بر این‌که زنان پُرطاقت‌تر بوده و از ذهن بازی برخوردارند، دست پیدا کرده‌اند و دریافتند آن‌ها استراتژی‌ها را پی‌ریزی می‌کنند.

علی رغم اینکه تعداد زنان شاغل در حرفه روابط عمومی بیش تر از تعداد مردان است اما مطالعات و بررسی ها نشان می دهد که درآمد مردان  از زنان بیشتر است شکاف بین حقوق زنان و مردان که از مدت ها پیش باقی است ، هنوز هم در بسیاری از سطوح مشاهده می شود ، اما در حال کم شدن است .

تحقیقی که توسط انجمن روابط عمومی آمریکا در سال 1996 انجام شد ، نشان داد که حقوق مردان به طور متوسط 45درصد بیشتر از حقوق زنان است  .

یک توضیح دیگر براین تفاوت و تبعیض ، آن است که زنان از نظر دقت ، محدودیت دارند چرا که هم باید به کار خود بپردازند و هم به نیازهای خانواده رسیدگی کنند طبق تجزیه و تحلیل کارشناسان مجمع مستقل زنان ، مسایل خانواده ، قدرت کسب درآمد زنان را پایین می آورد .

‌مدیریت‌ یک‌ هنر است، هنری‌ که‌ در آن‌ خلاقیتهای‌ انسانی‌ با بهره‌گری‌ از فنون‌ معاصر، در کار سامان‌ دادن‌ به‌ موضوع‌ مدیریت‌ است‌ بنابراین‌ ما با مدیر زن‌ یا مدیر مرد سروکار نداریم‌ بلکه‌ با مدیر توانمند و مدیر ضعیف‌ سروکار داریم‌ که‌ می‌تواند این‌ مدیر زن‌ باشد یا مرد.‌ ‌توانستن‌ یک‌ مقوله‌ ذاتی‌ در همه‌ انسانها بوده‌ و جزء طبیعت‌ آنهاست. ویژگیهای‌ توانستن‌ شامل‌ خاصیت‌ یادگیری، باور، انگیزه‌ و اراده‌ است‌ و این‌ ویژگیها هم‌ در زنان‌ و هم‌ در مردان‌ وجود دارد و مختص‌ به‌ یکی‌ از آنها نیست.

مسائل زنان در مدیریت

  •  مسئولیت‌ها و محدودیت‌های خانوادگی
  •  تجربه کمتر زنان نسبت به مردان در این عرصه
  •  فراهم نبودن شرایط لازم در جامعه، همچون نبود زنان در پست‌هایی چون وزارت و غیره
  • وجود برخی ویژگی‌های جنسیتی زنان
  • عدم تمکین کارکنان از مافوق خانم
  • اعتماد پایین تر زنان نسبت به مردان در این عرصه از نظر جمعیت نمونه
 به عنوان مهمترین عوامل عدم به کارگیری زنان در پست مدیریتی برشمرده شده است.

مدیریت استراتژیک و روابط عمومی

مدیریت راهبردی عبارت است از فرایندی که از طریق آن سازمان‌ها، محیط‌های داخلی و خارجی خود را شناسایی کرده و در صدد شناخت عمیق آنها برمی‌آیند. علاوه بر آن مسیر راهبردی خود را پایه‌گذاری کرده و دست به خلق استراتژی‌هایی می‌زنند تا با به کارگیری آنها به اهداف تعیین شده سازمان برسند . هم‌چنین مدیریت راهبردی، علم و هنر تدوین،‌ اجرا و ارزیابی تصمیم‌های چندگانه‌ای است که سازمان را به هدف‌های بلندمدت خود می‌رساند. بنابراین نقش و جایگاه مدیریت در روابط عمومی به مثابه اعمال مدیریت در مدیریت است. بدین معنا که از یک طرف موضوع برنامه‌‌ریزی مدیریت در روابط عمومی مدنظر قرار می‌گیرد و از طرف دیگر خود در روابط عمومی و فعالیت‌های آن به عنوان یک وظیفه مدیریتی مطرح است. اصولا و ذاتا روابط عمومی یک مدیریت استراتژیک است و یا در مدیریت استراتژیک سازمان نقش اساسی  دارد . استراتژی عبارت است از اصولی که به واسطه آن، فعالیت روابط عمومی مدیریت می شود.

لذا مدیریت در روابط عمومی یعنی: تصمیم گیری، سیاست گذاری و نظارت و ارزیابی طرح ها و برنامه ها. برنامه ریزی بلند مدت برای روابط عمومی استراتژیک به مراتب موثرتر از فعالیت های عجولانه و ناهماهنگ است. لذا باید فعالیت های روابط عمومی خود را جزء به جزء ترسیم نموده تا هدف کاملا مشخص باشد و بتوان کارها را برنامه ریزی نمود و میزان پیشرفت را کنترل و نتایج را ارزیابی کرد. برای رسیدن به یک رویکرد آینده نگر لازم است یک استراتژی عمومی تدوین نمود. این استراتژی باید علاوه بر حمایت از استراتژی جمعی سازمان ، با استراتژی بازار یابی نیز همسو باشد.

بنابراین، تصمیم‌گیری و امکان چاره‌اندیشی منطقی به خصوص در مواقع بحرانی و مسایل جدی، همواره به عنوان یکی از مهارت‌های برتر مدیران شمرده می‌شود. از این‌رو مدیرانی که بهترین و عملی‌ترین تصمیم‌ها را در زمان مناسب می‌گیرند و نتیجه مطلوبی از آن به دست می‌آورند،‌ به عنوان افرادی موفق شناخته شده و از منزلتی والا برخوردارند و حال اگر عوامل ذکر شده در متن از اهمیت بالایی برخوردار است و می‌تواند به هنگام بروز مشکل، راهگشای سریعی برای حل آن باشد، اما اگر این توانایی‌ها و قابلیت‌های برتر در شیوه‌ای درست و قالبی مناسب مورد استفاده قرار بگیرد، بهتر خواهد توانست نتایج مثبت خود را آشکار کند.

برای ارزیابی استراتژی‌ها سه فعالیت عمده به شرح زیر انجام می‌شود:

1 . بررسی عوامل درون و برون سازمانی که پایه و اساس استراتژی‌ها کنونی قرار گرفته‌اند

2 .  محاسبه عملکردها

3 . اقدامات اصلاحی

 با این حال،‌ نبود برنامه‌های مدون و مصوب بیش از پیش بر کمرنگ شدن خلاقیت و نوآوری مدیریت روابط عمومی دامن زده است. به همین جهت روابط عمومی‌ها همیشه از سوی مدیران عالی سازمان مورد انتقاد قرار می‌گیرند. دلیل این امر این است که انتخاب مدیران روابط عمومی بر اساس تخصص و شایسته‌سالاری نیست،‌ بلکه متاسفانه روابط بر ضوابط حاکم است.

راهکاری پیشنهادی جهت موفقیت زنان در مدیریت روابط عمومی

-      برابری حقوق و مزایا زنان ومردان

-      باور داشتن توانایی زنان و اعتماد به آنان در کار

-      در اختیار قرار دان نیرو کارآمد و بالا بردن اختیارات مدیریتی زنان

-      حمایت از زنان در محیط کار

-      درک مشکلات زنان با توجه به سایر مسئولیت ها از جمله مادر بودن و ... و تطبیق انتظارات