داده‌کاوي و مرگ حريم شخصي (Privacy)

جان دووراک، نويسنده مشهور مجله PC Magazine درباره داده‌کاوي (Data Mining) و به دست آوردن اطلاعات غني از داده‌هاي به ظاهر کوچک هشدار داده است. او در اين مقاله، گوگل را متهم به بازاريابي و فراتر از آن کرده است.

همين حالا که داريد اين مقاله را مي‌خوانيد، احتمالا يک نفر در گوشه‌اي از دنيا در حال بررسي ايميل‌هاي شماست و جستجوهاي شما را نگاه مي‌کند تا بيشتر از سليقه‌ها و علايق شما سر در بياورد!
دليل اين کار چيست؟ او مي‌خواهد تبليغاتي هدفمندانه به سمت شما روانه سازد. اگر او بفهمد شما در يک ايميل به دوست خود نوشته‌ايد تلويزيون خانه قديمي شده، و سپس در گوگل به مدل‌هاي جديد تلويزيون را جستجو کرده‌ايد، مي‌تواند در هر صفحه‌اي که باز مي‌کنيد، تبليغات گوناگون تلويزيون‌هاي جديد را به سمت شما روانه سازد.
به دست آوردن داده‌ها و اطلاعات کاربران روياي بازارياب‌ها است. اگر آنها از سليقه، علاقه‌، نفرت، رفتار و حتي افکار شما سر در بياورند، مي‌توانند بفهمند احتمالا چه چيزهايي مي‌خواهيد بخريد و شما را به خريد کالاي خود ترغيب کنند.
حقيقتش را بگوييم، گوگل خطرناک‌ترين کمپاني دنياست!

جان دووراک در اين خصوص مي‌گويد :
اين شرکت، نه تنها هميشه اطلاعاتي عميق در اختيار دارد، که همواره تلاش مي‌کند بهتر و بهتر شود. آخرين باري که به جي‌ميل خود سر زدم، ديدم نوشته: «فضاي بسيار زياد! بيش از 7313 مگابايت فضا در اختيار شما مي‌گذاريم تا ديگر احتياجي به پاک کردن هيچ ايميلي نداشته باشيد.» آخرين باري که به اين قسمت دقت کرده بودم، فضاي صندوق ايميل من يک يا دو گيگابايت بود. حالا شده هفت گيگابايت و دارد افزايش هم مي‌يابد. چرا گوگل اصرار دارد تمام ايميل‌هايم را روي سرورهايش ذخيره کنم؟ چون دارد من را تحت داده‌کاوي (Data Mining) قرار مي‌دهد.

البته من ايميل‌هايم را روي گوگل نگه نمي‌دارم و آنها را روي سروري که متعلق به دوستم است، ذخيره کرده‌ام. به اين ترتيب نگران اين نيستم که مورد داده‌کاوي قرار گيرم. اما تصور کنيد اگر به 61 هزار ايميل دريافتي و30 هزار ايميل ارسالي من دسترسي داشته باشيد، چه چيزهايي درباره‌ام خواهيد يافت!
مي‌توان از اين ايميل‌ها به آساني رفتار فرد، روابطش با دوستان، اطلاعات بانکي، خصوصيات خوب و بد و همه چيز او را دريافت.
نمي‌خواهم بگويم گوگل قصد انجام کارهاي شريرانه دارد، اما به هر حال اين شرکت بيش از همه چيز يک شرکت بازاريابي فناوري است.

اکنون به Blogger و Twitter بينديشيد.
بسياري از افراد با استفاده از توييتر و بلاگر، در هر دقيقه هر کاري را که انجام مي‌دهند در اينترنت منتشر مي‌کنند. طلايي‌ترين نکته ‌براي بازارياب‌ها، لينک‌هايي است که افراد در توييتر و وبلاگ‌هايشان مي‌گذارند. افراد مرتبا در توييتر به سايت‌هاي ديگر لينک مي‌دهند و چون حجم هر توييت محدوديت دارد، از سايت Tiny Url استفاده مي‌کنند تا آدرس لينک کوتاه‌تر شده و تعداد کاراکترهاي لينک از فضاي تعيين ‌شده فراتر نرود. اين آدرس‌ها را به آساني مي‌توان رديابي کرد. به اين ترتيب اگر چيزي مورد توجه افراد بسياري قرار گيرد، مي‌توان از آن سوء استفاده کرد و با استفاده از آن کالاهاي مختلف را به مردم فروخت. مي‌توان رفتار افراد را زير نظر گرفت و با استفاده از اطلاعاتي که از توييتر و بلاگر به دست مي‌آيد، بازاريابي بهتر و دقيق‌تري براي محصولات انجام داد.
گوگل تمام اطلاعات جستجوي شما را دارد و آنها را به خوبي و با دقت ذخيره مي‌کند. تمام ايميل‌هايي که نوشته‌ايد و دريافت کرده‌ايد، در اختيار گوگل است. حال احتمالا نوبت به توييتر خواهد رسيد که توسط گوگل خريداري شود. تعجبي ندارد که شعار کمپاني گوگل «شرور نباش» است، چرا که آنها پتانسيل انجام خيلي کارها را دارند.
البته گوگل قصد ندارد با اين انبوه اطلاعات، کاري شرورانه انجام دهد. آنها تنها به دنبال بازاريابي و فروش محصولات هستند. اين که شما گياه‌خوار هستيد يا طرفدار حفظ گونه‌هاي در حال انقراض پاندا، باعث نمي‌شود گوگل به تهديد و آزار شما بپردازد. اصلا قرار نيست که گوگل اتفاق بدي در زندگي شما رقم بزند، اما در هر حال اين اطلاعات بسيار به کار بازاريابي مي‌آيد.

اما اگر اين اطلاعات به دست افرادي بيفتد که نبايد بيفتد چه؟
حقيقت آن است که داده‌کاوي به حدي قدرتمند است که تنها براي بازاريابي از آن استفاده نشود. مثلا تاجران مي‌توانند داده‌ها را خريداري کرده و از طريق آنها تشخيص دهند که سهام کدام شرکت قرار است افزايش يابد.
در هر حال، داده‌کاوي آخر و عاقبت خوبي نخواهد داشت. فرض کنيد گوگل توييتر را بخرد؛ اتفاقي که بسيار محتمل به نظر مي‌رسد. در اين صورت آخرين ميخ به تابوت حريم شخصي کوبيده خواهد شد.