خروج تبلیغات و روابط عمومی از دایره اصول

خروج تبلیغات و روابط عمومی از دایره اصول خروج تبلیغات و روابط عمومی از دایره اصول

در ایالات متحده، نخستین تمرین سیاست سازی و آماده کردن مردم برای حمایت از این سیاست و در نتیجه تغییر مسیر تاریخ که از آن پس یک حرفه شده و ادامه یافته 15 فوریه 1898 به ثمر نشست و در این روز انفجار یک کشتی آمریکایی به نام ایالت «مینMaine» در ساحل هاوانا (کوبا) که 260 کشته داشت، بهانه جنگ با اسپانیا را به دست دولت واشنگتن داد و جنگ دو کشور از 25 اپریل (دو ماه و ده روز بعد) در کوبا و پورتوریکو آغاز شد که تا 12 آگوست این سال به پیروزی آمریکا و خروج اسپانیا از کوبا، گوام، پورتوریکو و فیلیپین انجامید. این مناطق طبق معاهده پاریس ـ مورخ دهم دسامبر 1898 در کنترل دولت واشنگتن قرار گرفت و به نوشته مورخان، از همان لحظه «امپریالیسم آمریکا» پا به عرصه وجود گذارد.

سیاست سازی و آماده کردن زمینه به این طریق را یک روزنامه دار به نام «ویلیام راندولف هِرست Hearst» پایه گذارد. هِرست که صاحب 30 نشریه در ایالات متحده بود [طبق اتوبیوگرافی اش، بدون تلقین از سوی دولت متبوع و دیگران] تصمیم گرفته بود که به آقایی اسپانیا در قاره آمریکا و امپراتوری 400 ساله آن پایان دهد. وی این کاررا با فرستادن خبرنگار به مستعمرات اسپانیا و انتشار مصاحبه های محلی مربوط به ستمگری های حاکمان اسپانیایی در کوبا، بزرگ کردن اخبار مشکلات و ... و مصاحبه با آگاهان در این زمینه و خرید مقاله و تفسیرهای منفی چنان جوی در سالهای 1897 و نخستین ماههای سال 1898 در آمریکا بوجود آورده بود که اعضای کنگره و مردم آمریکا برضد اسپانیا برانگیخته شده و آماده اخراج اسپانیا از قاره آمریکا به هر بها، حتی با توسل به جنگ شده بودند که در پی انفجار و حریق ناو «مین»، بی محابا تجهیز نیرو و لشکرکشی آغازشد و بیشترِ سیصد هزار نظامی آمریکایی در این جنگ را داوطلبان [میلیشیا] و چابک سوار تشکیل می دادند.

اندکی بعد از جنگ ایالات متحده واسپانیا، ابتکار «هِرست» جهانی شد، روش های روابط عمومی را تغییر شکل داد و با پیدایش رادیو و سپس تلویزیون محور تصمیمگیری ها و برنامه ریزی ها قرار گرفت که یک مورد آن بزرگ کردن افراد دستچین شدهِ اصحاب منافع و کوبیدن رقیبان آنان برای انتخاب شدن است. دیری نگذشت که انتقاد از این روش هم، بدون اینکه موثر واقع شود به میان آمد و منتقدین عنوان «میدیاکراسی = حکومت رسانه ها، حکومت سازی رسانه ها» به جای «دمکراسی = حکومت مردم» را مطرح ساختند ولی کاری از پیش نرفته است.

هواداران دمکراسی واقعی سپس دولتی و یا عمومی (غیر انتفاعی و شورایی) شدن شبکه های تلویزیونی را مطرح کردند که اینترنت بکار افتاد و ابزار انتقال تبلیغ (سیاسی، اقتصادی و اجتماعی) قرارگرفت و پابلیک ریلیشن (روابط عمومی) هم دیجیتالی شد. از (15 فوریه 2005 و آغاز بکار یو تیوب باقیمانده قواعد و اصول تبلیغ صحیح هم با ابزارهای تازه از «پادکست» گرفته تا «سوشل نت ورکها» دگرگون شده است که «رابرت دیلن شنایدر» در کتاب خود چاپ سال 2010 «تبلیغ و روابط عمومی در دنیای دیجیتال» را شرح داده است.


اصحاب نظر انتخاب بارک حسین اوباما در نوامبر 2008 به ریاست جمهوری ایالات متحده را، اوج تبلیغات و شگردهای روابط عمومی نوع تازه بیان کرده اند زیراکه به زعم آنان، اوباما یک فرد غیر معروف، تقریبا بی ثروت، با نامی نامانوس برای آمریکائیان و پوستی تیره و بدون داشتن تجربه کافی در امور سیاسی و اداری بود که تنها دو سال از سناتور شدنش گذشته بود.

 
بانو «آن دورهام» مادر او پس از جداشدن از شوهر کنیایی اش [پدر بارک حسین] که دانشجوی خارجی دوره فوق لیسانس در ایالت هاوایی بود، با داشتن بارک دو ساله با یک دانشجوی فوق لیسانس دیگر و این بار اندونزیایی به نام «لولو سوئه تورو» ازدواج کرد و این خانواده پس از اتمام تحصیلات سوئه تورو به اندونزی منتقل شد و سوئه تورو که یک مسلمان متعصب بود بارک را به مدرسه وهابیون جاکارتا فرستاد. بارک اوباما در 1971 با مادرش به آمریکا بازگشت و پس از اتمام تحصیلات؛ با یک زن سیاهپوست ازدواج کرد، ساکن شهر شیکاگو شد و کار وکالت قضایی را در این شهر تا سناتور شدن ادامه داد. [گفته شده است که «بارک» از واژه عربی برکت گرفته شده است].

برای نخستین بار، نهم نوامبر 2008 استیو کرافت گزارشگر اینوستیگیتیو شبکه تلویزیونی «سی بی اس» آمریکا، در مجله مصور این شبکه [سیکستی مینیتس] گوشه ای ازخروج روابط عمومی از دایره اصول و تعاریف مربوط را آشگار ساخت و راز انتخاب شگفت انگیز «بارک اوباما» و کارها و شگرد تیم روابط عمومی اورا برملا ساخت.

اندیشمندان بارها ابراز نگرانی کرده اند که با این وضعیت تبلیغ، و تنظیم تبلیغ به صورت خبر و ... ممکن است تمدن بشری پای رو به انحطاط بگذارد، جنگ و شورش و فساد به راه افتد و ... که «ویل دورانت» گفته است هرج و مرج و بی قاعدگی در امور، تمدن را نابود می سازد. به اظهار این اندیشمندان، اگر ابزارها و مهارت های روابط عمومی (تبلیغات غیر مستقیم) بیش ازاین حقایق را دگرگون جلوه دهد و یا جوسازی کند واقعیت ها حتی بر تاریخنگاران آشگار نخواهند شد.

 روابط عمومی به این منظور به وجود آمد تا با کشف و جمع آوری واقعیات و انعکاس آنها راه را براجرای برنامه ها هموار و قابل قبول سازد، نه کاهی را کوه کند و .... لابی گری در پارلمان ها و شوراها برای تفهیم و روشن ساختن و نشان دادن بد و خوب و دادن ارقام و آمار واقعی و واقعیت تجربه گذشتگان درباره موضوع مورد بحث به نمایندگان بود که اینک به صورت نوعی کارچاق کنی درآمده است و ... و لازم است که به نام «حق و حقیقت» یک ضابطه عمومی یونیورسال (جهانی) بر کار روابط عمومی (پابلیک ریلیشن) وضع شود و این، از تکالیف یونسکو است.